
وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را
راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برایآن کهبه اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی... 
عرفان نظر آهاری
در و ديوار دنيا رنگي است. رنگ عشق. خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق؛ و اين رنگ هميشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد. از هر طرف كه بگذري، لباست به گوشه اي خواهد گرفت و رنگي خواهي شد. اما كاش چندان هم محتاط نباشي؛ شاد باش و بي پروا بگذر، كه خدا كسي را دوستتر دارد كه لباس اش رنگي تر است!
عرفان نظر آهاری
آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي كه هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد ، هزار سال هم به كارش نمي آيد.
عرفان نظر آهاری

فرشته به زمين آمد و از ديدن آن همه فرشته بي بال تعجب كرد. او هر كه را كه مي ديد، به ياد مي آورد. زيرا او را قبلاً در بهشت ديده بود. اما نفهميد چرااين فرشته ها براي پس گرفتن بال هايشان به بهشت برنمي گردند.
روزها گذشت و با گذشت هر روز فرشته چيزي را از ياد برد. و روزي رسيد كه فرشته ديگر چيزي از آن گذشته دور و زيبا به ياد نمي آورد؛ نه بالش را و نه قولش را.
فرشته فراموش كرد. فرشته در زمين ماند. فرشته هرگز به بهشت برنگشت.
عرفان نظر آهاری
برچسب: عرفان نظر آهاری,عرفان نظر آهاری تولد,عرفان نظر آهاری ویکیپدیا,عرفان نظر آهاری اشعار,شعر عرفان نظرآهاری,عرفان نظر آهاری دانلود,عرفان نظر آهاری,پیامبر,عرفان نظر آهاری pdf,عرفان نظر آهاری نور و نار,
نویسنده: مبین نجفی