"قلـــب" مهمانخانه نیست که آدمها بیایند ،
دو سه ساعت یا دو سه روز در آن بمانند و بعد بروند ...
"قلــب" راستش نمیدانم چیست ... اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است ...
"قلــب" چاه دلخوری نیست که به وقت بدخلقی ، سنگریزه ای بیندازی تا صدای افتادنش را بشنوی..!

"قلــب" آیینه ای ست که با هر شکستن، چند تکه میشود و یکپارچگی اش از هم می پاشد ...
"قلــب" اگر بتواند کسی را دوست بدارد، خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند ...
حال ، اینکه قلــب چیست، بماند...!
فقط این را میدانم؛ "قلــب" وسعتی دارد به اندازه ی حضور خدا ... من مقدس تر از قلــب ، سراغ ندارم ..
برچسب: قلب,قلبي,قلب روزجار,قلبي دق,قلب الاسد,قلب قلب,قلبي الصغير,قلب یخی,قلب مجروح,قلبي مجروح,
نویسنده: مبین نجفی